مرتضى مطهرى

512

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

به دو طبقه : طبقهء وابسته به ابزار توليدى كهن كه كوشش مىكند همان وضع روبنايى قديم را حفظ كند چون منافعش در اين است ، و طبقهء وابسته به ابزار جديد كه كوشش مىكند روبناى قديم را از بين ببرد . حال آن طبقهء وابسته به ابزار قديم كه كوشش مىكند اين روبنا را نگه دارد مىخواهد اين روبنا را حتى در ميان طبقهء جديد هم نگه دارد . تبليغ مىكند . اين مقدار را قبول دارند كه بشر تحت تأثير تبليغ و تلقين قرار مىگيرد . كوشش مىكند كه اين طبقهء جديد را هم تحت تأثير تبليغ و تلقين قرار بدهد . موقتاً ممكن است كه او را كمى از عمل باز بدارد . موقتاً در او اثر مىگذارد مثل هر امر تخديرى كه اثر مىگذارد . ولى او به طبع خودش بعدها رد خواهد كرد و طرفدار همان روبناى جديد مىشود و آن را از بين مىبرد . مثل همان تخم مرغ است كه مثال مىزنند . تخم مرغ الآن كه از يك مرغ به وجود آمده همه چيزش با همديگر سازگار است ، ناسازگارى نيست چون يك امر جديد است . ولى وقتى كه شما آن را در زير مرغ مىگذاريد تدريجاً شروع مىكند نطفهء يك جوجه در او به وجود آمدن . آن وقت تخم مرغ داراى دو وضع مىشود : يك وضع ، آن درونى است كه دارد جوجه در آن تكوّن پيدا مىكند و جوجه فضاى جديد مىخواهد . و يك وضع ، وضع قديم كه اين تخم مرغ بوده ، سفيد بوده ، رويش هم يك قشر نسبتاً سختى كه همان پوستهء تخم مرغ باشد و آن پرده‌اى كه به آن چسبيده وجود دارد . حال اين قشر قديم كه متناسب با وضع قديم است باز هم مىخواهد خودش را حفظ كند ، خودش كه خودش را رها نمىكند . ولى جوجه كه از درونش رشد مىكند مىخواهد اين را درهم بشكند . آن وقت يك جنگ ميان وضع قديم و وضع جديد به وجود مىآيد ، ولى در نهايت امر آن جوجه كه وضع جديد است پيروز مىشود ، بالاخره نوك خواهد زد . رشد مىكند ، وقتى رشد كرد خود به خود اين ديواره‌ها را درهم مىشكند و از آن بيرون مىآيد و آن را به صورت تفاله دور مىريزد . پس تأثير يك عقيده اين است كه در ابتدا آن عقيده در جامعه به صورت يك امر طبيعى به وجود مىآيد و بايد هم به وجود بيايد چون متناسب با ابزار جديد است ، همان ابزارى كه در آن شرايط به وجود آمده . بعد ابزار كه عوض مىشود يك نطفهء جديدى در درون جامعه رشد مىكند . ولى اين نطفه در درون جامعه رشد مىكند ، روى جامعه همانى است كه بوده . آن وقت اين نطفهء جديد اقتضائات جديد دارد به همان شكلى كه عرض كردم . آنگاه طبقهء جديد به وجود مىآورد . طبقهء جديد طرفدار وضع جديد است . آن وقت اين تأثير روبنايى كه مىگويند ، تضاد الآن ميان زيربنا و روبنا واقع شده ، اين مقدار را بعدها قبول كرده‌اند كه در عين حال مىتواند اين روبناهاى كهنه طبقهء جديد را به‌طور موقت تحت تأثير تلقين و تبليغ خودش به‌طور يك امر غيرطبيعى و قسرى قرار بدهد و لذا براى تبليغ نقش قائلند . اين مسئله را گويا در كتاب ماركس و ماركسيسم خوانديم . سخن جالبى از هگل نقل كرد راجع به اين مطلب : با اينكه حركت تاريخ جبرى است پس